الله

الهی اگر مجبورم که اسیر تو ام و اگر مختارم که تسلیم تو ام لاجرم هرچه هستم برای تو ام

خدایا عمریست مهمان توییم ، براستی میهمانی دیگر کافی نیست!؟
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧  

خدا جانم سلام !

یا سلام ! سلام خودت بر خودت !

خودت میدانی که خیلی دوستت دارم خدایا !

خودت میدانی که سخت نیازمند تو ام خدا !

الهی میدانم که تو نیازی به بنده‌ات نداری

ولی من چکنم که سخت نیازمند تو ام و از تو دور !

تو خدای صمد بی نیازی

بنده نیازمندت را دریاب !

خدایا خودت دعایی به بنده ات بیاموز

تا آنگونه که تو دوستتر میداری تو را بخواند

بخدا که از تو راضی ام خدا

بنده عجولت را ببخش و به او صبر بیشتری بده

یا الله نمی خواهم لحظه ای از تو دور باشم

تو گفته ای که صبر کنم

ولی چگونه بر دوری تو میتوان صبر کرد ؟!

از خودم خجالت میکشم

از آسمان زیبایت و زمین مهربانت خجالت میکشم

از جیرجیرکها که تا صبح پیوسته تو را میخوانند

از پرندگان شباویز خوشخوانت شرم میکنم

از هر جرعه آبی که مینوشم و هر لقمه نانی که میخورم حیا میکنم

خدا جانم چگونه خود را بنده تو میخوانم ولی گناهکارترینم در بارگاهت ؟!

چگونه از دوست داشتنت با تو میگویم و نفس آلوده ام هنوز با من است ؟!

خدایا هرگز به بخشش بیکران تو شک نکرده ام

ولی از دوری تو میترسم !

دوست دارم از عشق تو پر شوم و لبالب شوم و لبریز گردم

و از عشق نابت سرشارم کنی

آنگاه دیگر من نباشم و تنها و تنها عشق تو باشد

که بجوشد و جاری شود و بخروشد و طغیان کند

خدایا خودت میدانی که به لطف فراگیرت مرا به تمام آرزوهایم رسانده ای

خدایا عاشق خود تو ام ای عشق !

خود خودت را میخواهم !

از تو ممنونم بخاطر هر دم و بازدم

 بخاطر جهنم و بهشتت

بخاطر زندگی و مرگ

بخاطر آسمان و زمین و زمان

بخاطر پدر و مادر و آشنایان و دوستانم

و بخاطر استادم و تک تک سرورانم

بخاطر تمام خوردنی ها و نوشیدنی ها و پوشیدنی ها

بخاطر خواب و بیداری

بخاطر شکر و حمد و ستایش و دعایت

بخاطر پیامبران و امامان و اولیائت

خدایا بخاطر تمام صفات کریمه و جمال و جلالت از تو راضی ام

و ممنونم و هرگز نمیتوانم شکر حتی یک نعمتت را بجای آورم !

خدایا چون بر هر شکری شکری واجب تر آید:

"از دست و زبان که بر آید

کز عهده شکرت بدر آید ؟"

خدایا بخاطر تمام نعمت های بیکرانت از تو سپاسگزارم

ولی خدایا مرا ببخش که از تو بیشتر میخواهم

خدایا حرص میزنم و طمع می ورزم

و شکرت که اینچنین حریص و طمعکارم آفریده ای !

خدایا اکنون که از تمام نعمت هایت مرا سیراب کرده ای

و مرا در لطف بیکرانت غرق کرده ای

از تو خودت را میخواهم

خود خودت را

خدایا از خودت خودت را میخواهم

جسارت مرا ببخش که اینچنین گزافه میگویم

کودک نادان و زبان درازت را ببخش

ولی خودت امر کرده ای که به دعا بخوانمت و بخواهمت

چون خودت خواستی ای که از تو بخواهم

از تو تو را میخواهم !

خدایا تو خودت بخواه که مرا از من بازپس گیری

خدایا خودت برای بنده ات دعا کن

خدایا بجای بنده ات خودت را و ذات اقدست را بخوان و بخواه

خدایا تو خودت خوب میدانی که بنده ات ناتوان است و سخت بیچاره

خدایا تو که اینقدر مرا دوست داری

چه میشود که مرا ببری

چه میشود که نام و نشان مرا پاک کنی

مرا از صواب و عقاب و مرگ و زندگی و خوب و بد رها سازی

تا خدایا تنها تو باشی و تو باشی ؟!

ای یکی بود و یکی نبود کودکی هایم

ای خدا که غیر از تو هیچکس نبود و نیست و نخواهد بود

مرا از اندیشه بودن یا نبودن رها ساز

خدایا خودت برایم دعا کن و خودت به فریاد خودت برس !

یا شفیع برایم نزد خودت شفاعت کن که شفاعتم کنی !

الهی تو را به خودت قسم میدهم که برایم واسطه خودت با خودت باشی !

الهی ! ای خواستنی‌ !

 براستی که تو هستی آنچه هستی !

دلم خیلی تنگ است

حالم خراب است خراب

خراب در خرابم کن

برایم دعا کن خدا

تو اگر دعا کنی و بخواهی

تو اگر خودت از خودت٬ برای بنده‌ی خودت٬ خودت را بخواهی

و اگر یک بار بگویی شو

پس میشود آنچه خواسته ای !

خدایا بجای بنده ات خودت را بخوان

بجای او خودت خودت را بخواه

که خواسته تو همیشه مستجاب است

چرا که تو مهربانترین مهربانانی !

خدایا همه میگویند رمضان ماه میهمانی توست

خدایا عمریست مهمان توییم٬ براستی میهمانی دیگر کافی نیست ؟

دلم میگیرد ! نمی‌شود دیگر مهمان تو نباشم خدا ؟

وقت آن نرسیده است که برای همیشه هم‌خانه تو باشم یا الله ؟

الهی میهمانی تو شریف است و کریمانه

و میهمانانت حبیب خدا !

تو را به حبیبانت قسم

ما را در خانه خود برای همیشه نگاه دار

تا هم‌خانه تو و همدم تو باشیم

خدایا ما را به غلامی و کنیزی جاودانت میپذیری ؟


 
خدا
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٧  

خدا جانم سلام !

ای خدا ! ای مهربانترین مهربانانم !

ای خدا ! ای تنها مهربان و یکتا بخشنده‌ام !

به خدا که دوستت دارم خدا !

ای خدای رحمن و رحیم !

ای که عاشق تمام نامهای تو ام!

یا لطیفِ جبار و یا عزیزِ قهار!

خدا جانم ! به کدام نام بخوانمت که بیشتر دوستم داشته باشی؟

خدایا دوست داری به چه نامی بخوانمت؟

ای که بهترین نام‌ها از توست!

و ای که نکوترین نام‌ها توراست!

ای نکونام ترینم!

به کدام نام نکویت بخوانم که خیره نگاهم کنی؟

چگونه باشم که دلخواه تو باشم ای دلخواهترین؟

الله جانم دوست داری چگونه صدایت کنم و چگونه بخوانمت؟

خدا ! چگونه گوش کنمت و بشنومت و بنیوشمت؟

خدا ! چگونه ببینمت و نگاهت کنم و مشاهده ات کنم و دیدارت کنم؟

خدا ! چگونه حست کنم و لمست کنم و در آغوشت گیرم؟

خدا ! چگونه بخورم بنوشم و بیاشاممت خدا؟

چگونه ببویم و استشمامت کنم؟

خدا ! چگونه‌ات باشم خدا؟

به خدا که دوست دارم از بنده‌ات راضی باشی خدا !

یا سریع الرضا !

ای رضا ترین و راضی ترین !

خدایا بکدامین نامت بخوانم که دوست‌ترم بداری؟

خدایا تو را به عظیم‌ترین نامهایت و به اسم اعظم ات میخوانم !

خدایا تو را به آن نامهایی که مقربینت و اولیائت میخوانند میخوانم !

خدا جان تو را به اسمائی که پیامبران و رسولان و امامانت میخوانند میخوانم !

خدا جانم تو را به نامی که خودت خود را بدان میخوانی میخوانم !

و خدا جانم بدان نام قسمت میدهم و استدعا میکنم

 که بود و نبود مرا در خودت محو کنی !

خدا جانم خود فرموده‌ای که : «ادعونی استجب لکم» !

خود خواندی‌ام و خواستی که اینچنین بخوانمت و اینچنین بخواهمت !

خدایا !

 خودت خواسته‌‌ای !

پس تو را به خواسته خودت قسم یا الله !

مرا در بود خودت نابود کن !

مرا در خودت بمیران !

شـیـریـن ز کـَرَم بکـُش تو فرهـــاد مرا     از ریشــــــه بکن به تیشــه بنیاد مرا

یک حرف ز شرک در وجودم جاریست     این بـودِ مـــــرا بگیـــر و الحـــاد مرا

الله

خدا

هو

حی


کلمات کلیدی: خدا ،کلمات کلیدی: به خدا که دوستت دارم خدا! ،کلمات کلیدی: خدایا دوست داری به چه نامی بخوانمت؟ ،کلمات کلیدی: اسم اعظم
 
خدایا من مال تو هستم
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧  

خدای عزیزم!

الهی! 

چون آنچه در آسمانها و زمین است مال توست،

لاجرم من هم مال تو هستم!

خدایا من مال تو هستم و برای تو هستم! 

و بنده‌ی ویژه‌ی تو هستم!

خدایا بنده‌ی خاص و مخصوص تو ام!

خدا مال من است و من مال خدا هستم!

خدایا قند دلم آب شد!

الله خدای مهربانم!

چون تو از من به من نزدیکتری،

لاجرم بخشش و کرم تو از اعمالم به من نزدیکتر است!

من به بخشش و مهربانی تو سخت ایمان دارم و نزدیکم!

خدایا چقدر مسرورم کرده‌ای!

چقدر نابم و شرابم و عطشناکم!

خدایا فرموده‌ای که بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را!

خدایا از تو خواسته‌ام که عاشقترین عاشق تو باشم

و نابترین عشق تو باشم!

لاجرم عاشقترین عاشق تو هستم!

و نابترین عشق تو ام!

خدایا من عشق تو هستم!

و خدایا تو عشق منی!

دارم عشق میکنم!

 میدانم که سوخت و سوز دارد و دیر و زود ندارد!

خواسته‌ام و تو اجابت کرده‌ای حتی پیش از خواستنم

و خود خواستی که چنین بخواهم تا اجابتم کنی!

تو گفتی باش و ناگاه دیدم که هستم!

خدایا تمامی سرورانم را -که خود بخواهند- عاشقترین عاشق خود کن!

ایمان دارم که تو اجابتمان کرده‌ای!

 


 
یا محول الحول والاحوال، حوٍِل حالنا الی احسن الحال
ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦  

لحظه نو مبارک!

لحظه تحویل لحظه نو!

لحظه تحویل لحظه مبارک حال!

لحظه متبرکی که خداوند٬

با بخشندگی لحظه پیشین را از ما تحویل گرفته٬

و با مهربانی لحظه پسین را به ما تحویل میدهد!

لحظه‌ای برای:

«به نام خدا

به یاد خدا

و برای خدا بودن!»


لحظه‌ای برای عشق و برای حال!


« یا مقلب القلوب و الابصار !

 یا مدبر الیل و النهار!

یا محول الحول و الاحوال!

حول حالنا الی احسن الحال!»

***

در هرسال سالگرد تولد ماست
در هرماه٬ ماهگرد تولد ما
در هر هفته٬ هفته گرد تولد
و در هر روز ٬ روزگرد
 در هر ساعت٬ ساعتگرد
 در هر دقیقه٬ دقیقه‌گرد تولد
 در هر ثانیه٬ ثانیه گرد تولد ما
و در هر لحظه٬ لحظه‌گرد تولد ماست

الهی الهی الهی!

به مبارکی و شگون این لحظه متبرک

 که بوی دستان معطر تو را میدهد

عیدی این لحظه نوی ما را

و کادویی لحظه‌گرد تولد مارا

از گرانبهاترین هدایایت و گنجینه‌هایت عنایت فرما!

هدیه‌ای که تنها و تنها کسانی به آن دست می‌یابند

 که قدر لحظه را بدانند

و قدردان لحظه باشند٬

هدیه‌ای مبارک بنام «لحظه»!

درست همین لحظه!

لحظه‌ قدر و لحظه قدرشناسی و قدردانی!

یا الله

هر روز و هر لحظه ٬ روز نو و نوروزی است برای عاشقانه زیستن

هر لحظه ما را لحظه قدر ساز به عظمت شبهای قدر و به عظمت شب!

هر لحظه ما را لحظة نویی، به مبارکی هر سال نو و نوروز!

و هر لحظه را لحظه سرور و شادی‌ای، به نشاط جشن تولد عزیزترین عزیزانمان!

خدایا ای مهربان عاشق!

به مبارکی و میمنت حضورت در این جشن نورانی

جشن لحظه نو

لحظه‌ای که بوی ابدیت میدهد

پایکوبان و دعاکنان و امیدوار

میگوییم که صمیمانه دوستت داریم!

الهی الهی الهی!

ما را در این لحظة ابدی

در عشقت  جاویدان بدار!

«کل یوم عاشورا»


 
یا الله ٬ یا حیّ و یا قیّوم ٬ یا شاهد و یا شهید
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٦  

یا حیّ و یا قیّوم!

الله جان سلام!

خودت خوب میدانی عزیزم

که لبریزم از عشقت و دارم سر میروم!

لبالبم از سخن عاشقانه برایت!

هر چه میگویم بیشتر سرریزم میکنی!

هر چه میگریم بغضم گلوگیرتر میشود!

هر چه مینوشانی‌ تشنه‌ترت میشوم!

 

الهی الهی الهی!

قربانیت شوم!

مادر و پدرم فدایت!

همسر و فرزندانم قربانت!

دار و ندارم  و هست و نیستم فدایت!

خدای من٬ تو کیستی اینچنین مهربان؟!

خدا جان خودت فرموده‌ای:

«آنچه در آسمانها و زمین است از آن الله است»

گدایت چه دارد که قربانی‌ات کند؟

چه دارد که ارزش قربانی دادن برایت داشته باشد؟

 

تنها و تنها تو را دارم یا الله!

مگر میشود که خودت را قربانی خودت کرد؟!

میخواهی باز هم قربان ما شوی؟!

ای مهربانترین مهربانان یا ارحم الراحمین!

آخر چقدر تو قربان ما می‌شوی؟!

حسین زیبایت در سخنی سخت عاشقانه گفته:

«انا قتیل العَبَره! ؛ من کشته اشک چشمم!»

 

گویی به دوستدارانش میگوید: «من به قربان اشک چشمهای شما!»

الهی! ای مهربانی که حسین زیبایت‌ را و این عاشق سخت زیبایت را

قربانی ما کردی که اشک ما را در بیاوری!

و اینگونه به این اشک٬ ما را ببخشایی!!

شگفت و صد شگفت از این همه مهربانی‌ات!

 

الهی ای کسی که همه خوبی‌ها و برتری‌ها از توست!

خودت فرموده‌ای که :

«الله لا اله الاّ هوالحیّ والقیّوم»

چون که تویی زنده و تویی پاینده

لاجرم بنده هم٬ کشته و مرده توام!

به عزتت قسم میدهم که به لطف و کرم خودت

چنان برکتی به ما عطا کن

که کشته و مرده تو باشیم یا حیّ و یا قیّوم!

الهی! بود و نبودم و دل و جان و روحم

قربان یک قطره اشک شوقی که عاشقی از خیل عشّاق برایت میریزند!

 

الهی جز تو هیچ نداریم و جز تویی نیست!

خدایا براستی و براستی خبری است در این حوالی؟

الهی محرم رفت و عید قربان نیز

ولی این روزها واین لحظه‌ها

عجیب بوی عید قربان و عطر ظهر عاشورا میاید!

خبری در راه است؟

میخواهی دوباره قربانی ما شوی؟

باز میخواهی برای ما قربانی کنی؟

سور و ساتی در راه است؟!

 

عطر حسین‌‌ می‌آید!

شمیم مسیح!‌

و بوی مهدی!‌

جان و روحم٬ فدای خاک قدومشان!

و فدای خاک پاک پای یارانشان!

سلام ویژه‌ات بر جملگی قربانیانت!

خدایا حس میکنم

این لحظه عاشوراست و اینجا کربلاست همین‌جا و همین‌لحظه!

ما را نیز از جمله قربانیانت

و یا قربانیان قربانیانت بپذیر!

 

الهی اگر اسماعیل نیستیم

حتی برّه‌ای برای ابراهیمت نیز نیستیم؟!

خوشا به سعادت گوسفندان قربانی‌ات!

والله که از گوسفند کمترم اگر قربانی‌ات نگردم!

 

یا للعـجــب یا للعـجــب اربـاب دقّ‌الباب کرد

بــه بــه صـدای پای او قنـد دلـم را آب کرد

ای دوستان آبم دهید رو سوی محرابم نهید

شاهد میاید بر شهید صبرش مرا بیتاب کرد 

یا شاهد و یا شهید!